نوین گستر
به وبلاگ نوین گستر خوش آمدید!

کوروش، ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان: ‎<br><br><b>
	<a href=ادامه مطلب...

تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz

کودک زمزمه کرد...


کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد

 




تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz

 

مهاجم پرتغالی رئال مادرید در روز تولد ۲۷ سالگی‌اش جدیدترین مدل اتومبیل لامبورگینی را هدیه گرفت.
به گزارش برنا؛ و به نقل از سایت “footballfantalk”، کریستیانو رونالدو ۳ روز پیش جشن تولد ۲۷ سالگی خود را در کنار دوستانش جشن گرفت.

او در برای سالروز تولدش یک کادوی منحصر به فرد نیز دریافت کرد. رونالدو از این پس می تواند سوار بر اتومبیل لامبورگینی با مدل Aventador LP 700-4 شود. این جدیدترین مدل از این نوع اتومبیل است که می تواند در عرض ۲٫۹ ثانیه سرعت خود را به ۱۰۰ کیلومتر برساند.

26643 581 کادویی تولد ۲۷ سالگی کریس رونالدو  + تصاویر

قیمت این اتومبیل بسیار زیبا که تصاویر آن نیز در زیر آمده، ۳۴۰ هزار یورو است.

26644 538 کادویی تولد ۲۷ سالگی کریس رونالدو  + تصاویر

 

 




تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz






ادامه مطلب...
تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz

به گزارش پارس ناز سایت های اینترنتی تصاویر این 11 نوزاد و مادر آنها را تحت عنوان زن هندی که تیم ملی متشکل از 11 بازیکن به دنیا می آورد را منتشر کردند. رسانه های هندی با سوژه قرار دادن این اتفاق جالب افزودند که؛ این زن هندی از یک خانواده فقیری است و همسر وی یک کارگر می باشد. بنابراین گزارش، پس از زایمان این زن هندی، با افزایش تماشاگرانی که برای  دیدن نوزادن به بیمارستان آمده بودند، بیمارستان به محلی برای گردشگری  تبدیل شده بود!

 
www.parsnaz.ir - به دنیا آمدن نوزادان 11 قلویی در هند + عکس
 
www.parsnaz.ir - به دنیا آمدن نوزادان 11 قلویی در هند + عکس
 
www.parsnaz.ir - به دنیا آمدن نوزادان 11 قلویی در هند + عکس




تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz


بهرام رادان و مهناز افشار در نشست خبري فیلم پل چوبی



ادامه مطلب...
تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz

پشت صحنه برنامه نود90 در دربی 74 برد بازی پرسپولیس.....

 

 



ادامه مطلب...
تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz

داستان بسیار زیبای ” حکمت روزگار ” (داستان واقعی)



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/0/0d/%DA%86%D8%B1%DA%86%DB%8C%D9%84.jpg

اسمش فلمینگ بود . کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد. وسایلشو انداخت و به سمت باتلاق دوید.اونجا ، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدریجی و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت  پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد.


ادامه در لینک زیر


نجیب زاده گفت: میخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید.

کشاورز اسکاتلندی گفت: برای کاری که  انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد کرد.

در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید: این پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پیشنهادی دارم.اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی میشه که میتونین بهش افتخار کنین” و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد.

سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد. چه چیزی نجاتش داد؟ پنی سیلین.

اسم پسر نجیب زاده  چه بود؟ وینستون چرچیل




تاریخ: چهارشنبه 19 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz

داستان کوتاه ” عروسک “


 

 

چند روز به کریسمس مانده بود که به یک مغازه رفتم تا برای نوه ی کوچکم عروسک بخرم. همان جا بود که پسرکی را دیدم که یک عروسک در بغل گرفت و به خانمی که همراهش بود گفت: “عمه جان…” اما زن با بی حوصلگی جواب داد: “جیمی، من که گفتم پولمان نمی رسد!”

ادامه در لینک زیر



زن این را گفت و سپس به قسمت دیگر فروشگاه رفت. به ارامی از پسرک پرسیدم: “عروسک را برای کی می خواهی بخری؟” با بغض گفت: “برای خواهرم، ولی می خوام بدم به مادرم تا او این کادو را برای خواهرم ببرد.” پرسیدم: “مگر خواهرت کجاست؟” پسرک جواب داد خواهرم رفته پیش خدا، پدرم میگه مامان هم قراره بزودی بره پیش خدا”
پسر ادامه داد: “من به پدرم گفتم که از مامان بخواهد که تا برگشتنم از فروشگاه منتظر بماند. “بعد عکس خودش را به من نشان داد و گفت: “این عکسم را هم به مامان می دهم تا آنجا فراموشم نکند، من مامان را خیلی دوست دارم ولی پدرم می گوید که خواهرم آنجا تنهاست و غصه می خورد.”
پسر سرش را پایین انداخت و دوباره موهای عروسک را نوازش کرد. طوری که پسر متوجه نشود، دست به جیبم بردم و یک مشت اسکناس بیرون آوردم. از او پرسیدم: “می خواهی یک بار دیگر پولهایت را بشماریم، شاید کافی باشد!” او با بی میلی پولهایش را به من داد و گفت: “فکر نمی کنم چند بار عمه آنها را شمرد ولی هنوز خیلی کم است ”
من شروع به شمردن پولهایش کردم. بعد به او گفتم: “این پولها که خیلی زیاد است،حتما می توانی عروسک را بخری!”
پسر با شادی گفت: “آه خدایا متشکرم که دعای مرا شنیدی!”
بعد رو به من کرد وگفت: “من دلم می خواهد که برای مادرم هم یک گل رز سفید بخرم، چون مامان گل رز خیلی دوست دارد، آیا با این پول که خدا برایم فرستاده می توانم گل هم بخرم؟”
اشک از چشمانم سرازیر شد، بدون اینکه به او نگاه کنم، گفتم:” بله عزیزم، می توانی هر چقدر که دوست داری برای مادرت گل بخری.”
چند دقیقه بعد عمه اش بر گشت و من زود از پسر دور شدم و در شلوغی جمعیت خودم را پنهان کردم.
فکر آن پسر حتی یک لحظه هم از ذهنم دور نمی شد؛ ناگهان یاد خبری افتادم که هفته ی پیش در روزنامه خوانده بودم: “کامیونی با یک مادر و دختر تصادف کرد دختر در جا کشته شده و حال مادر او هم بسیار وخیم است.”
فردای آن روز به بیمارستان رفتم تا خبری به دست آورم. پرستار بخش خبر نا گواری به من داد: “زن جوان دیشب از دنیا رفت.”
اصلانمی دانستم آیا این حادثه به پسر مربوط می شود یا نه، حس عجیبی داشتم. بی هیچ دلیلی به کلیسا رفتم. در مجلس ترحیم کلیسا، تابوتی گذاشته بودند که رویش یک عروسک، یک شاخه گل رز سفید و یک عکس بود.




تاریخ: چهارشنبه 19 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz

 

جنون زيبايی در ايران، دماغ‌های سربالا زير روسری،
 اشپيگل آنلاين، برگردان از الهه بقراط
 
 
 

اشپيگل آنلاين (۱۹ آوريل) در گزارشی که تنها به بخشی از زنان جامعه و به ويژه تازه به دوران رسيده‌هايی اختصاص دارد که در يک جامعه بی‌توليد و در يک اقتصاد بيمار، فقط مصرف می‌کنند، و تصويری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زير عنوان کوتاه «جنون زيبايی در ايران» چنين می‌نويسد:




ادامه مطلب...
تاریخ: سه‌شنبه 18 بهمن 1390
ارسال توسط niyaz
آرشیو مطالب
امکانات جانبی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران